خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





آخرین شعر یک شاعر بقلم: ایرج بدربانی

    طبع چون آب،روان،عشق بادولت فقر‌صدف سینه ی ،حافظ بودآرامگهش!!! و...

     

    شعراوج احساس بشر،ورای پروازفرشتگان،شعرنقطه پیوندخرد،مهروداد...،وعشق ازنخست تاادامه همراه وهمدم است!وعشق درهنر آرام میگرددوبه چشم می آید!لیک درشعرجاریست!باران میشود باترنم قطره قطره!وعشق ...وعشق...و..،

    راستش وقتی برای یک کارتحقیقی دررابطه با پیدایش کلمات کهن درواژه های زبان ملت هایی که روزی روزگاری استانی ازایران ومردمانش ازخون وگل وآب هموطنان ایرانی خودبوده اند،واکنون هرکدام باافسون اهریمنان مارسیرت خصوص تازیان ومغولان هریک به گوشه ای افتادند وهنوز  هم ازتن این کهن درخت جاودانه بوی پیوند ازریشه دارد ولی افسوس وآه که خون وآتش ویرانی ازسرشاخه های،کهن و....

    به زرنه شهرکوچکی درایوان غرب رسیدم  تا گلی ازخرمن دانش آن مردمان بچینم لیک پیرمردی مرابه دفتردانایی خوددرگوشه ای،ازسرای خود خواند .پیرمرد آخرین شعرشاعری برایم خواند شاعری که آنهم روح وروان لطیف دارد وبالبخندی جان میگیرد وبا درهم شدن ابروانی میشکندکودکانه !واین یعنی لطافت برکه ای آرام شعوردررازهستی شعر!!!

    پیرمرد کوردبودشایدازنوادگان آفریدون!یا کیان پدری نوشیروان!چون بامهروداد وخرد وعشق باراستی ها،درستی ها،وپاکی ها ازاندیشه ودانش میگفت !ازشعروشاعری کورد!!!

    شاعر کوردبود وازکودکی بامردمانش،کوهساروچشمه ساران !آوایش درنی چوپانی طنین داشت ونگاهش اورابه رازنگاه غروب دختری از ....

    شاعرهمه ی،عمردرخدمت بود چون یک بیت سعدی رابادانش آموخته بود:

    عبادت بجزخدمت خلق نیست...به تسبیح وسجاده ودلق نیست!!.

    وشاعربه همه دوست،آشنا !البته درروستا کسی غریبه نبودهمه پیوندبودندباپیوند!لیک شاعرخستگیش رابه رازچشمانی که باچشم خوددیده بود وشاعر باآنهمه عشق رفته رفته همه میگفتند،چون چشمانی راباچشمان خوددیده بود!پس به هیچ چشمی دل نبست وآشیانه اش رادرکنج زلف نگار!نگاری که دیگردخترنبودبلکه مادرشده بود!و...

    بناگاه همه شاعرراشکستند!هم باحرف هم بانگاه!شاعر تنها وغمگین وهیچکس ندانست چرا؟!ولی آخرین شعرش رابه زبان مادریش نه برای دلبربرای مردمانی که عمر خودراباعشق وراستی بی منت ومزد دوتاکرده بود!وچنین سرود:

    تف له قوم گن،تف له قوم گن....هرکس،برآ،دا و دسه برآ سن..

    له جاگه شوآن گرگ بسته رین...یاران براگان گوش بدر وه من...

    گاه بناسی تان،رستم فیلتن...راگه،پرخطر شو کردیاده،بن...

    وه جنگ7لشگروه میدان نمن...پی خاک،پی ناموس خنجرنا،فرزن...

    حق ایرانی،وه تورانی سن...وهدس نا،برآ،رستم وه چاه،من..

    ...تف له قوم گن،تف له قوم گن.....

     


    این مطلب تا کنون 9 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : وعشق ,
    آخرین شعر یک شاعر بقلم: ایرج بدربانی

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده